حضرت زهرافاطمیه

   روش شناسی در شبهات فاطمیه و پاسخ به برخی از آنها (بخش اول)

مقدمه

دشمنان تشیع در طول تاریخ به شکل های مختلفی با اعتقادات شیعه‌ی امامیه برخورد کرده‌اند. از میان موضوع‌های گوناگونی که در عقاید شیعه وجود دارد، این برخوردها در مهمترین موضوع یعنی امامت شکل گرفته‌اند؛ و در این میان دشمنان وقایع زندگانی حضرت زهرا علیها سلام مورد توجه ویژه‌ی خود قرار داده اند. این برخورد‌ها اغلب با اشاعه شبهات در میان آحاد مردم صورت می‌گیرد و می توان آنها را به شکل های زیر دسته بندی کرد.

. گاهی اوقات دشمن اصل واقعه را می‌پذیرد اما برداشت و معنای آن واقعه را تغییر می‌دهد. برای مثال این می توان به واقعه غدیر اشاره کرد. دشمنان تشیع اصل واقعه غدیر و فرمایش پیغمبر در آن اجتماع، من کنت مولاه فهذا علی مولاه، را می‌پذیرند و آن را نقل می‌کنند اما می‌گویند که برداشت ما از معنای کلمه مولا نه ولی و اولی به تصرف، بلکه دوستی و محبت است. در غدیر قصه محبت علی بود و نه امامت و وصایت او. مثال دیگری از این روش برخورد را می‌توان در نقل حدیث منزلت دید. این حدیث مربوط به منزلت علی بن ابیطالب علیه السلام نسبت پیامبر اکرم است. در واقعه تبوک پیامبر گرامی اسلام امیرالمومنین علی ابن ابی طالب را برای مدیریت منافقان بجای خود در مدینه قرار دادند تا ماجرایی شبیه سامری رخ ندهد. امیرالمؤمنین از پیامبر اکرم پرسیدند: برای چه بمانم و همراه شما نیایم؟ پیامبر اکرم فرموند أما تَرضی أن تکونَ مِنّی بِمنزلة هارونَ مِن موسی. دشمن هم این حدیث را قبول دارد اما دو چیز را انکار می کند:

١. انکار وقوع این حادثه در جنگ تبوک ٢. انکار بیان این حدیث بشکل هارونَ مِن موسی.   کتاب تاریخ الاسلام و وفیات مشاهیر و الاعلام متعلق به ذهبی عالم بزرگ اهل سنت است و در مورد مشاهیر این مذهب است. او در این کتاب از شخصی به نام حریزبن عثمان یاد می کند. در ذیل زندگی نامه اش از وی ایوطور نقل می کند: اینکه مسلمانان می گویند که در جنگ تبوک پیامبر درباره‌ی علی چنین گفته بود کذب محض است. جایی که این حدیث گفته شده است بعد از ازدواج علی و فاطمه بود.

   اهل سنت معتقد است که ازدواج حضرت زهرا علیهاسلام ربطی به خدا و رضایت ایشان نداشت. چون ابوطالب پیامبر را بزرگ کرده بود، پیامبر خود را مدیون ایشان می‌دانست. نیز، علی بابت این موضوع مدام بر پیامبر منت می‌گذاشت، پیامبر دخترش را به عقد او درآورد که از زیر دین او خارج شود. بعد هم علی بخاطر سوء خلقی که علی داشت مدام حضرت زهرا را آزار می داد. اینکه مردم می‌گویند که پیامبر فرموده‌اند که أنت منّی بمنزلةِ هارون من موسی، اشتباه کرده اند؛ درست این نقل آنست که  پیامبر فرموده أنت منّی بمنزلةِ قارون مِن موسی.

در این مورد نیز اصل واقعه مورد قبول اهل سنت است اما پیامبر این فرمایش را در مسئله ازدواج دخترش گفت و نه در جنگ تبوک و در ذمّ علی گفت و نه در مدح او.

 ٢. در شکل بعدی دشمنان به انکار اصل واقعه می‌پردازند؛ بدین معنا که اصلا چنین ماجرایی در تاریخ رخ نداده است و ساخته تشیع است. برای مثال دشمن منکر تزویج حضرت زهرا علیها سلام به امر خدای متعال می‌شود و می‌گوید که این موضوع ساخته‌ی شیعیان غالی است. شیوه‌ی انکار البته به دو شکل است؛ گاهی اوقات بنابر این است که موضوع مطرح شده تنها در کتاب های شیعیان است و در کتاب‌های ما نیست. روش دیگر انکار از بین بردن وجود موارد پاشنه آشیلی اهل تسنن در چاپ های متاخر کتاب‌ است. برای مثال در کتاب مروج الذهب مسعودی، از کتب تاریخی مهم اهل سنت، نقل شده است که در عصر امام سجاد سلام ا.. علیه وقتی ابن زبیر ادعای خلافت کرد به محمدابن حنفیه نامه نوشت و از او خواست که با خلیفه رسول ا… بیعت کند. محمد ابن حنفیه نپذیرفت و جواب نامه او را هم نداد. ابن زبیر فرستاده‌ای را فرستاد به خانه محمد ابن حنفیه. آن فرستاده به محمد ابن حنفیه گفت اگر با من بیعت نکنی خانه‌ات را آتش می‌زنم چنانکه خانه‌ی فاطمه را آتش زدند. مسعودی ادامه‌ می‌دهد که در آن زمان آتش زدن خانه به ضرب المثل تبدیل شده بود و هنگامی که می خواستند کسی را بترسانند به او می‌گفتند که خانه‌ات را می سوزانم آن چنانکه خانه‌ی فاطمه را سوزاندند. در چاپ‌های متاخر مروج الذهب این داستان اصلا وجود ندارد.

   ٣. شیوه سوم برخورد با عقاید امامیه اسقاط است. یعنی از بین بردن حادثه و رد پای آن در تاریخ. در این ماجرا دشمنان میراث تاریخی تشیع و حتی اسلام را از بین می برند. مثلا امروز محل خانه‌ی حضرت خدیجه سلام ا.. علیها در مکه و خانه‌ی حضرت زهرا علیها سلام در مدینه مشخص نیست. در مورد شخصیت های برجسته ی تشیع مانند جناب مالک بن اشتر نخعی نیز وضع به همین منوال است. در مورد قبر ایشان چندین نقل وجود دارد. در نقلی  در بازگشت اسرای کربلا حضرت زینب سلام ا.. علیها در شهر بع‌البکر در کشور سوریه، برای احترام به قبر مالک بن‌اشتر نخعی دستور توقف می‌دهند و مدت یک شبانه روز در آنجا استراحت می‌کنند.

   ۴. محور چهارم بریدن و اضافه کردن قطعاتی به تاریخ است. وقتی حروف الفبایی را از این جمله حذف کنیم یا به آن اضافه کنیم معنای آن عوض می شود. برای مثال آیه تطهیر إنّما یُرید الله لِیُذهبَ عَنکُم الرِّجسَ أهلَ البیت و یُطَّهِرکُم تَطهیراً. دشمنان می گوید ما هم این آیه را قبول داریم اما چه کسی گفته است که این آیه در مورد حضرت فاطمه علیها سلام و فرزندان آنها‌ است؛ این آیه درباره‌ی زنان پیامبر هم است.

۵. روش پنجم تغییر دادن مخاطب و شأن صدور واقعه است. ما در مورد آیات قرآن از اصطلاح شأن نزول و در مورد روایات شأن صدور استفاده می‌کنیم. مثلا می پرسیم که شأن صدور حدیث کساء برای چه؟ غدیر برای چه؟ در پاسخ شأن صدور آن‌ها را بر می‌شماریم. مخاطب حدیث کساء چه کسانی هستند؟ می گویند ذوات مقدسه پنج تن آل أبا هستند. مخاطب حدیث غدیر چه کسی است می گویند علی بن ابی‌طالب است. دشمنان تشیع شأن صدور و مخاطب برخی آیات و احادیث را تغییر می‌دهند. برای مثال شأن نزول و مخاطب آیه وَ مِن الناس مَن یَشتری نَفسه ابتغاء مـرضات الله در واقعه لیلة المبیت امیرالمومنین علی‌ابن ابیطالب است. دشمنان چون نمی توانند آیه قرآن را عوض کنند به تغییر شأن صدور(نزول) و مخاطب روی می‌آورند. در بسیاری از کتب وهابیت نوشته شده است که این آیه در مورد مسجد کوفه است و مخاطب آن ابن ملجم مرادی است. یعنی این آیه در مورد ابن ملجم است که جان خود را برای کشتن علی بن ابیطالب به خطر انداخت.

   این جریان در طول تاریخ ادامه داشته است چنانکه در سال های گذشته به مناسبت فاطمیه جمعی از علمای وهابیت در پاکستان و ایران نامه‌ای را تنظیم کردند و آن را در زاهدان انتشار و در نماز جمعه مسجد مکی خواندند. این نامه علاوه بر موضوعات حاکمیتی، به فاطمیه نیز پرداخته است. متن بخشی از نامه که مربوط به این عقیده شیعی است به شرح زیر است:

   ما(اهل سنت) معتقدیم که ای مسئله یعنی هجوم به خانه‌ی وحی و شهادت حضرت زهرا علیها سلام یک افترای تاریخی است. برای اثبات این مطلب می توان مفصل بحث کرد اما ما به چند مطلب ساده بسنده می کنیم. که در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

 قریش و بنی هاشم برترین و قدرتمندترین قوم عرب بشمار می‌رفتند بطوریکه همه برتری آنها را پذیرفته بودند. و اگر پای دشمن یا یکی از افراد به این قوم به میان می آمد همه به شدت با هم متحدد می شدند و از دشمن انتقام می‌گرفتند. حال این سوال پیش می آید که چرا قریش و بنی هاشم در هجوم به خانه علی کرم الله وجهه و کشته شدن جگر گوشه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  دفاع نکردند؟! از همه عجیب‌تر چرا حضرت شیر خداکرم الله وجهه فاتح خیبر، صفدر، غضنفر سکوت کرده و کوچکترین اعتراضی نکرده است. اگر این مطلب دروغ را بپذیریم، ایرادهای فراوانی بر حضرت علی کرّم ا…  وجهه وارد می شود. مانند زیر

الف) ناموس هرکس خط قرمز اوست. حضرت علی موظف بود از همه ی مظلومان بخصوص ناموس مظلومه خود دفاع کند. چرا او از همسر خود که دختر پیامبر خدا بود دفاع نکرده است؟

ب) چرا حضرت علی ام کلثوم رو به عقد عمر درآورد؟ کسی که شما شیعیان فضول قائل هستید قاتل دختر پیامبر است؟

ج) از فرمایشات گوهربار حسین علیه السلام این است که فرمود هیهات منا الذله. در صورت قبول آن دروغ بزرگ آیا ذلتی بالاتر برای علی کرّم ا…  وجهه وجود دارد که باید دست او را ببندند و همسر او را کتک بزنند و او هیچ اعتراضی نکند؟

د) درصورتی که بپذیریم این همه ظلم اتفاق افتاده و علی نه تنها سکوت نکرده بلکه دختر خود را بعنوان باج و رشوه به قاتل همسر خود داده و بعد با آنها همکاری کرده، یزید بدبخت مگر چه کاری کرده بود که حسین علیه وی قیام کرد؟ یزید مظلوم چه جرمی مرتکب شده بود؟ و اگر بر فرض محال چنین اتفاقی یعنی هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا علیهالسلام رخ داده و علی گذاشته بود که این اتفاق بیفتد و در مقابل آن هیچ اعتراضی نکرده است، چرا شما شیعیان فضول وکیل مدافع او شده‌اید و به این مسائل دامن می‌زنید؟

ه) احتمالا در سال ٧١ بود که عده ای از کارشناسان بی‌سواد جمهوری اسلامی که نمایندگان مجلس شورای اسلامی بودند پس از 1400 سال به سر نافهم آنها زد که  حضرت زهرا فوت ننموده است بلکه شهید شده است! اینجا بود که نمایندگان مجلس اعلام کردند که در تقویم ها به جای وفات، شهادت بنویسند و از آن تاریخ آن را تعطیل اعلام کردند.

   به همین خاطر است که ما شهادت حضرت زهرا را بدون هیچ سند و مدرک صحیح می دانیم، طرح آن را دسیسه‌ای بزرگ از سوی دشمنان اسلام و ضربه ای بر پیکر وحدت اسلامی و ایجاد شکاف عمیق به صفوف مسلمین می‌دانیم. (مجله‌ی ندای صادق)

شبه: شیخین در روزهای آخر رضایت حضرت زهرا  را جلب کردند!

   صدیقه طاهره سلام ا…  علیها برای ما به مثابه حجت خدا معرفی شده است، برای ما حجت ا… است. نبی نیست، امام نیست. حجت الله است، که محدثه است.فاطمه از آنجا که بانوست و تقدیر خداوند متعال بر آن قرار نگرفته است که بانوان نبوت، رسالت یا امامت بر عهده داشته باشند. محدثه است به این معنا که جبرائیل با او سخن می‌گفت فکر فاطمه، سخن فاطمه وحی است که خدا بر او می‌کند. پیامبر خدا صدیقه طاهره را این‌طور معرفی کرده است: “رضایت خداوند متعال در گروی رضایت صدیقه طاهره است و غضب خدا در گرو غضب فاطمه است”. این روایت مورد اتفاق شیعه و سنی است: إنَّ الله یَغْضِبُ لِغَضَبِ فاطمة وَ یَرضی لِرِضاها. یعنی در کتاب‌های معتبر اهل سنت و شیعه آمده است. از جهتی احادیث نص هستند یعنی معنای آن صریح و مشخص است. در حدیث فوق معنای غضب و رضا آشکار و مشخص است. از طرف دیگر احادیث می‌توانند معنای صریح نداشته باشند. مانند حدیث طیر مشوی: برای پیامبر یک مرغ کبابی آوردند پیامبر خدا فرمودند من غذا را شروع نمی کنم تا محبوبترین خلایق خدا بر سر سفره حاضر شود. ابوبکر آمد حضرت سکوت فرمودند؛ عمر آمد پیامبر سکوت فرمودند؛ علی علیه‌السلام آمد پیامبر مشغول غذا شدند. در این حدیث ما باید از رفتار یک، دو و سه پیامبر نتیجه بگیریم که محبوبترین خلایق در نزد خدا حضرت علی علیه السلام است.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: اگر می‌خواهی به غضب و رضای خداوند نگاه کنید به غضب و رضای فاطمه نگاه کنید. این حدیث در کتب صحیح و مسلم و بخاری (که بعد از قرآن مهمترین کتاب برای اهل تسنن است) آمده است.

ما از این حدیث یک استنتاج تاریخی-کلامی کردیم. ١. بر اساس حدیث فوق فاطمه زهرا محور غضب و رضای خداست. ۲. تاریخ به ما اثبات می کند که بعد از ظلم به حضرت زهرا فوت نمود در حالیکه نسبت به خلفای راشدین غضبناک بود( فَماتَتْ فاطمةُ و هي غَضْبان مِن أبی بکر و العمر). از آنجاکه رضا و سخت خدا در رضا و سخت حضرت زهرا است خداوند از این دو غضبناک است. بر اساس قرآن کریم کسی که خداوند از او غضبناک باشد از رحمت خدا بدور است؛ ملعون است.

حال می خواهیم ببینیم که دشمنان یا این حدیث چطور برخورد کرده اند.

بن باز(مفتی اعظم عربستان) می گوید بر فرض بپذیریم که فاطمه رضی الله عنها مدتی از شیخین دلگیر شده بود و از آنها روی گردانید اما همانطور که بیهقی نقل کرده است شیخین در آخرین روزهای حیات فاطمه به ملاقات او رفتند و رضایت او راجلب نمودند همانگونه که در روایت بیهقی آمده است. (بیهقی نقل می کند) هنگامی که فاطمه بیمار شد ابوبکر برای کسب رضایت فاطمه نزد وی رفت و اجازه ملاقات خواست تا او را ملاقات کند. علی به فاطمه گفت: ابوبکر برای ملاقات اجازه ورود می خواهد. فاطمه به علی گفت‌‌: آیا تو دوست می داری او وارد شود؟ ( ما با این جمله موافق نیستیم، این جمله را حضرت زهرا نگفته است. ) علی فرمود آری دوست می دارم. به همین جهت ابوبکر وارد شد و جویای کسب رضایت فاطمه شد. ابوبکر گفت: خانه، خویشان، ثروت و خانواده ام را ترک نکردم مگر برای کسب رضایت خدا، رسولش و تو ای بنت رسول الله. اینجا بود که فاطمه گریست و از ابوبکر راضی شد.

اگر این حدیث را با متدولوژی که در مقدمه گفتیم مقایسه کنیم در می یابیم که دشمنان این حدیث را انکار نکرده اند بلکه می گویند که این حدیث اضافاتی دارد که شما آن را نقل نکرده اید؛ همانطور که بیهقی گفته است شیخین توبه کردند. لذا  گفتن درباره ی ماجرای فوت فاطمه زهرا رضی‌الله‌عنها فضولی (کار بی ربط) شما شیعیان  است.

پاسخ حلی‌

برای پاسخ به این اشکال باید اضافه ای را که بیهقی گفته را بررسی کنیم. مثلا به این پذیش پاسخ دهیم که فاصله بین زمانی که بیهقی این اضافه را نقل کرده با زمانی که اصل حدیث در کتب اصلی اهل سنت نقل شده چقدر است؟ پاسخ این پرسش هفتصد سال است. سپس می توان از قاعده تزاحم استفاده کرد بدین معنی که بگوییم نزد شما کدام کتاب معتبرتر است صحیح مسلم و بخاری یا کتاب بیهقی؟ جواب این پرسش برطبق آنچه در بالا ذکر شد، طبیعتا صحیح مسلم و بخاری است. این حدیث در صحیحین اینطور نقل شده است‌:

نقل بخاری:

   فاطمه دختر رسول خدا از ابوبکر بخاطر موضوع خانه ناراحت بود و از وی رویگردان شد و این ناراحتی ادامه داشت تا از دنیا رفت. فَغَضَبَتْ فاطمةُ بنتَ رسول الله فَهجرت أبابکر فَلَمْ تَزِلْ هَجَرَه حتی تُوفیَّت.

نقل مسلم:

فَوَجَدت في ذلک هاجرَ فَلَم تکلِّمُه حتّی تُوُفیَّت.

   اگر به کتاب بیهقی مراجعه کنیم می یابیم که راوی این حدیث زهری و حسن بصری هستند که هر دو در عصر امام سجاد زندگی می کردند. اما اضافه این حدیث نقل را شعبی نقل کرده است. شعبی می گوید از زمانی که یادم می آید  نمازی نخوانده ام مگر آنکه علی بن ابیطالب را اینطور لعن کرده ام؛ اللّهم العَنِ علی الذّی ألحَدَ في دینکِ لعن وبیلا. درباره ی شعبی می گویند که او یتیمی بود که به اولیات زندگی محتاج بود. بنی امیه از شعبی پادشاهی ساختند. ابوحامد عزالی از شعبی نقل می کند که در بصره همراه عداه ای با حجاج  دیدار کردیم. گروهی از قاریان مدینه از انصار و مهاجر آنجا حاضر بودند. حجاج با آنها مشغول گفتگو شد. در این بین یادی از علی ابن ابیطالب آمد و به مادر وی بدگویی کرد. ما نیز بخاطر محبوب شدن نزد حجاج و در امان ماندن از شر او از علی و پدر و مادر او بدگویی کردیم.

البته مشخص نیست که این فرد تطمیع شده و تطمیع پذیر تحت چه شرایطی این اضافه را به حدیث مورد بحث ما اضافه کرده است.

پاسخ نقضی

  اگر شما نخواهید نقل صحیح بخاری و مسلم را بپذیرید و این حدیث را که زهری نقل کرده است را نپذیرید بقیه احادیث نقل شده از زهری در صحیحین را که حدود  ٢٠٠٠ حدیث است را نیز نمی توان پذیرفت.

منبع برگرفته از سخنرانی دکتر علیرضا هزار، کانال تلگرام برهان مدیا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا