بهائیت

بیت العدل اعظم بهاییان

شوقی افندی، دومین جانشین

قبل از توضیح درباره ی بیت العدل اعظم بهاییان دانستن این مطلب به درک بهتر چرایی تاسیس بیت العدل توسط بهاییان به ما کمک میکند.

بنا به ادعای طیف اکثریت بهائیان، عبدالبهاء طی وصیت نامه ای که از خود تحت عنوان الواح وصایا بر جای گذاشت، نوه دختری خویش شوقی افندی را به عنوان ولی امرالله و رهبر بعدی بهائیان تعیین کرد:

«ای یاران مهربان، بعد از مفقودی این مظلوم باید اغصان و افنان سدره مبارکه و ایادی امرالله و احبّای جمال ابهی توجّه به فرع دو سدره که از دو شجره مقدّسه مبارکه اثبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانیّه به وجود آمده (یعنی شوقی افندی) نمایند.»

شوقی افندی نوه دختری عبدالبهاء، متولد سال 1314 قمری (1275 شمسی) بود و در زمان مرگ پدربزرگ خویش عبدالبهاء در دانشگاه آکسفورد مشغول تحصیل بود. پس از تصدی رهبری بهائیان، از طرفی مشغول استحکام و توسعه تشکیلات بهائی و از طرف دیگر مشغول ترجمه آثار بهاء الله و عبدالبهاء به زبان انگلیسی شد. او هر چند سال یک مرتبه نقشه های تبلیغی نوینی طرح نمود و بهائیان جهان را به مهاجرت از محل خود و سکونت در شهرها و کشورهای دیگر تشویق نمود. شوقی افندی عده ای از فعالین بهائی در سرتاسر جهان از آسیا، آفریقا، آمریکا و اروپا را به عنوان دستیاران خود (ایادی امرالله) انتخاب و بخشی از کارها را به آن ها واگذار نمود. در زمان او تشکیلات بهائی انسجام یافته، محافل روحانی در همه شهرهایی که تعداد بهائیان (دارای سن 21 سال) حداقل 9 نفر بوده است، تشکیل شد. او سپس مبادرت به تشکیل محافل ملی بهائیت در کشورهای پنج قاره کرد.

شوقی افندی پس از 36 سال رهبری جامعه بهائی، در سن 60 سالگی به سال 1374 قمری (1336 شمسی) در لندن جهان را وداع گفت. در اواخر دوران او 4200 مرکز بهائی در 252 کشور و جزیره به وجود آمد و آثار بهائی به ده ها زبان ترجمه شده بود.

بیت العدل اعظم بهاییان

یادآوری این نکته تعیین کننده است که عبدالبهاء در الواح وصایا، ولی امر پس از خود یعنی شوقی افندی را مکلف نمود تا ولی امرالله بعد از خود را در زمان حیات خویش معرفی و تنصیص نماید:

«ای احبّای الهی، باید ولیّ امرالله در زمان حیات خویش، من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد. و شخص معیّن باید مظهر تقدیس و تنزیه و تقوای الهی و علم و فضل و کمال باشد.»

یکی از مهم ترین علل وقوع انشعاب در تاریخ بهائیت، عدم تحقق سفارش عبدالبهاء بود. پس از مرگ شوقی افندی اطرافیان وی نتوانستند وصیت نامه ای از وی پیدا کنند؛ و از آنجا که شوقی افندی فرزندی هم نداشت، علی رغم توافق اولیه بر رهبری شورایی، پس از مدتی باب اختلاف بر سر چگونگی تعیین رهبر و کیفیت اداره امور بهائیت باز شد. دسته ای با وفاداری به وصیت نامه عبدالبهاء به دنبال تعیین شخص دیگری به عنوان ولی امرالله ثانی بودند که نقش جانشین شوقی و ریاست تشکیلات بیت العدل جنینی را بر عهده بگیرد. در راس این دسته چارلز میسون ریمی (1874-1974 میلادی) (1252-1352 شمسی) بود که در زمان شوقی افندی ریاست بیت العدل جنینی را بر عهده داشت. تا آن زمان شوقی افندی به تنهایی به اداره امر بهائیت اقدام می نمود. این عده، نصب ریمی به ریاست بیت العدل جنینی که از سوی شوقی صورت گرفته بود و نیز مسئولیت های بزرگی که از سوی شوقی افندی بر دوش وی نهاده شده بود را به عنوان مؤیداتی بر جانشینی میسون ریمی عنوان می کردند.

در مقابل گروه بالا، عده دیگر تلاش کردند تا با کنار زدن ریمی، مسیر هدایت جامعه بهائیت را از رهبری تک نفره، به رهبریِ شورایی تغییر دهند. در راس این دسته، روحیه ماکسول همسر شوقی بود که خود در زمان حیات شوقی از اعضای بیت العدل جنینی به حساب می آمد. به نظر آن ها چون شوقی افندی از خود فرزندی بر جای نگذاشت؛ لذا خود به خود سدّ ولایت شده و وصیت نامه عبدالبهاء قابل اجرا نیست و مجموعه ایادی امرالله، رهبری آیین نوپا را باید بر عهده بگیرد. گروه یاد شده پس از شش سال با تشکیل بیت العدل اعظم، رهبری اکثریت بهائیان جهان را بر عهده گرفتند. در این مدت مذاکرات، مکاتبات و مجادلات طولانی بین این دو گروه در گرفت. در یکی از این مکاتبات میسون ریمی اعلام کرد:

«من ولی امرالله دیانت سامیه ظهور اعظم الهی هستم ولی ثانی امرالله معصوم و مظلوم دیانت بهائی. رشته اصل و حبل المتین سلسله ولایت نازنین امرالله تحت هیچ شرایطی قطع و گسسته نشده و این عبد مستمند از حین صعود شوقی افندی ربانی، از ولایت اولای امرالله به مقام ولایت ثانی امرالهی تسمیه گشته ام.»

جناح مخالف ریمی، رهبری میسون ریمی را با این توجیه که وی زبان فارسی نمی داند و قادر به تفسیر متون عربی و فارسی نیست برنتافتند. کهولت سن ریمی و عدم توانایی او بر انجام وظایف محوله توجیه دیگر این افراد بود.

مخالفان ریمی به سرکردگی روحیه ماکسول، که به جناح انگلیسی موسوم بودند، با انحلال بیت العدل و سرپیچی از میسون ریمی و اخراج آنان کودتایی بر علیه جناح آمریکایی انجام دادند و به مرور توانستند قدرت را به دست گیرند. این اتفاق در شعب و لجنه های ملی بهائی کشورهای مختلف نیز رخ داد و صدها تن از بهائیانی که با تصمیم گروه روحیه ماکسول مخالف بودند، طرد و اخراج گشتند.

هر چند در بدو امر، محافل روحانی ملی بهائیان فرانسه، پاکستان، ایران و آمریکا از ادعای میسون ریمی به عنوان دومین ولی امر پیروی کردند و خود را بهائیان ولی امری نامیدند؛ اما به تدریج گروه ماکسول توانست سیطره خود را بر تشکیلات اداری بهائیت تثبیت نماید و گروه ولی امری را به ناقضین میثاق ملقب سازد.

از ولی امر تا بیت العدل اعظم

تا پیش از تشکیل بیت العدل اعظم، مدیریت و رهبری بهائیان جهان مستقیما بر عهده شخص بهاء الله و سپس فرزندش عبدالبهاء و نهایتا شوقی افندی بود. نفر اخیر به عنوان ولی امرالله نامیده شد. هر سه نفر جهت انجام امور مختلف دنیای بهائیت که افراد آن در کشورهای مختلف پراکنده بودند نیاز به معاونین و دستیارانی داشتند. به این افراد اصطلاحا “ایادی امرالله” گفته می شد. این اصطلاح از ابتکارات شخص بهاء الله بود. وی افراد زیر را به این عنوان ملقب ساخت و از آن ها برای تدبیر امور بهائیان استفاده کرد:

  1. حاج ملا علی اکبر ایادی معروف به حاج آخوند (1220-1288 شمسی)،
  2. حاج میرزامحمدتقی معروف به ابن ابهر،
  3. میرزا محمد حسن ادیب العلماء (1226-1297 شمسی)،
  4. میرزا علی محمّد معروف به ابن اصدق (متوفی 1306 شمسی).

عباس عبدالبهاء -که در دوره رهبری خویش شاهد گسترش بیشتر دنیای بهائیت و هواداران این آیین در کشورها و قاره های مختلف بود- با سازماندهی افراد برجسته بهائی و به کارگیری ایشان، شبکه مدیریتی خویش را گسترش داد. افرادی که وی به جمع ایادی امرالله افزود، عبارت اند از:

  • میرزا علیمحمد ورقاء (متوفی 1274)
  • ملا صادق مقدس معروف به اسم الله الاصدق
  • محمد قائینی (نبیل اکبر)
  • شیخ محمدرضای یزدی

عبدالبهاء در وصیت نامه خود، دو وظیفه مهم زیر را به عنوان مسئولیت ایادی امرالله تعیین نمود:

  • حفظ و صیانت جامعه،
  • تربیت نفوس و تحسین اخلاق عموم.

در واقع این افراد مدیر و رهبر جامعه بهائیان در بخش های مختلف جهان (قاره ها) بودند.

عبدالبهاء، در الواح وصایا مقرر کرد که ولی امر بعدی (یعنی شوقی افندی) نیز افرادی را به سمت ایادی امرالله منصوب سازد تا وی را در امور جاریه آیین بهائیت یاری رسانند. شوقی افندی نیز به حکم پدربزرگ خود در مرتبه نخست، عده ای از شخصیت های بهائی را جهت تدبیر امور بهائیان پس از خودش تعیین نمود که عبارت بودند از:

  1. جان ابنزر اسلمنت (1252-1303 شمسی)،
  2. حاجی امین (1209-1306 شمسی)،
  3. کیث رانسوم کهلر (1254-1311 شمسی)،
  4. مارتا روت (1250-1317 شمسی)،
  5. هیدی دان (1233-1319 شمسی)،
  6. سید مصطفی رومی (متوفی 1942 میلادی) (1320 شمسی)،
  7. عبدالجلیل بیک سعد (متوفی 1942 میلادی) (1320 شمسی)،
  8. محمد تقی اصفهانی (متوفی 1946 میلادی) (1324 شمسی)،
  9. لوئیس گریگوری (1252-1329 شمسی)،
  10. روی. سی. ویلهلم (1253-1329 شمسی).

عمر هیچ یک از این افراد به بعد از مرگ شوقی افندی نرسید. در سال های بعد وی سی و دو نفر را در قارات پنج گانه به سمت ایادی امراللهی منصوب نمود. این افراد در سه مرحله منصوب شدند:

گروه اول که در 24 دسامبر سال 1951 تعیین شدند:

  • دروثی بیکر (1898-1954 میلادی) (1276-1332 شمسی)،
  • امیلیا کالینز (1873-1962 میلادی) (1251-1340 شمسی)،
  • علی اکبر فروتن (1905-2003 میلادی) (1283-1381 شمسی)،
  • اوگو گیگارچی (1896-1989 میلادی) یوگوجیاگری (1274-1376 شمسی)،
  • هرمان گراسمان (1899-1968 میلادی) (1277-1346 شمسی)،
  • هوراس هاتکیس هولی (1887-1960 میلادی) (1265-1338 شمسی)،
  • لوری سی لواس (1896-1965 میلادی) (1274-1343 شمسی)،
  • ویلیام ساترلند ماکسول (1874-1952 میلادی) (1252-1330 شمسی)،
  • طرازالله سمندری (1874-1968 میلادی) (1252-1346 شمسی)،
  • ولی الله ورقاء (1884-1955 میلادی) (1262-1333 شمسی)،
  • جورج تانشند (1876-1957 میلادی) (1254-1335 شمسی)،
  • چارلز میسون ریمی (1874-1974 میلادی) (1252-1352 شمسی).

گروه دوم که در سوم مارچ سال 1951 میلادی (1329 شمسی) منصوب شدند:

  • فرد شوفلاخر (1877-1953 میلادی) (1255-1331 شمسی)،
  • شعاع الله علائی (1889-1984 میلادی) (1267-1362 شمسی)،
  • موسی بنانی (1886-1971 میلادی) (1264-1349 شمسی)،
  • کلارا دن (1869-1960 میلادی) (1247-1338 شمسی)،
  • ذکرالله خادم (1904-1986 میلادی) (1282-1364 شمسی)،
  • آلبرت مالشگل (1897-1980 میلادی) (1275-1358 شمسی)،
  • کارین نایت ترو (1861-1961 میلادی) (1239-1339 شمسی).

و گروه سوم که عبارت بودند از:

  • امة الله روحیه خانم (1910-2000 میلادی) (1288-1378 شمسی) بعد از مرگ سادرلند، ماکسول به جای او انتخاب شد.
  • جلال خاضع (1897-1990 میلادی) (1275-1368 شمسی) زیگفر سافلاخر به جای او انتخاب شد.
  • پاول ادموند هانی (1909-1982 میلادی) دروتی بیکر به جای او انتخاب شد.
  • علیمحمد ورقاء (1912-2007 میلادی) (1290-1385 شمسی) ولی الله ورقاء به جای او انتخاب شد.
  • آجنس آلکساندر (1875-1971 میلادی) (1253-1349 شمسی) بعد از مرگ جورج تاوزند به جای او انتخاب شد.

و نهایتا افراد زیر که در اکتبر سال 1957 به جمع ایادی پیوستند:

  • حسن موقر بالیوزی (1908-1980 میلادی) (1286-1358 شمسی)،
  • ابوالقاسم فیضی (1906-1980 میلادی) (1284-1358 شمسی)،
  • جان گراهام فرابی (1914-1973 میلادی) (1292-1351 شمسی)،
  • هارولد کالیس فدرستون (1913-1990 میلادی) (1291-1368 شمسی)،
  • رحمت الله مهاجر (1923-1979 میلادی) (1301-1357 شمسی)،
  • اینوچ الینگا (1926-1979 میلادی) (1304-1357 شمسی)،
  • جان آلدهام روبارتز (1901-1991 میلادی) (1279-1369 شمسی)،
  • ویلیام سراز (1911-1992 میلادی) (1289-1370 شمسی).

بدین ترتیب در مجموع 50 نفر به مقام ایادی امراللهی رسیدند. از افراد یاد شده 27 نفر دوران پس از شوقی افندی را درک و در حوادث این دوره نقش آفرینی نمودند.

بیت العدل، ولی امرالله

عباس عبدالبهاء، در الواح وصایای خود، به بهائیان هشدار داده بود که مراقب مشکلاتی که از جانب برادرش میرزا محمدعلی ایجاد می شود، باشند. او همچنین نحوه تعیین ولی امرالله بعد از خودش را تبیین کرد. بنابر وصیت وی، هر ولی امر باید در زمان حیات خود ولی امر پس از خود را تعیین کند تا پس از او اختلاف نظری پیش نیاید. جانشین ولی امر باید فرزند ارشد ولی امر یا از اغصان (فرزند ذکور خاندان بهاء الله) باشد. این وصیت به هیچ وجه اجرا نشد؛ زیرا پس از شخص عبدالبهاء فرزند ذکوری برجای نمانده بود و لذا رهبری بهائیان به نوه دختری او رسید و شوقی افندی نیز اصلا هیچ فرزندی نداشت!

بر طبق وصایای عبدالبهاء، ولی امرالله و بیت العدل مکمل یکدیگر هستند. ولی امرالله وظیفه تفسیر قابل اطمینان امور دینی را دارد و بیت العدل وظیفه داوری و ارائه نظر در امور مبهم و سوالات را دارد. عدم تمکین به هر یک از این دو ارگان، در حکم عدم پیروی از حکم خداوند محسوب می شود. شوقی افندی نیز در کتاب نظم جهانی آیین بهائی این دو ارگان را به یکدیگر وابسته و جداناپذیر دانسته است.

ایادی امرالله و بحران رهبری در بیت العدل

شوقی افندی در سال 1957، بدون تعیین جانشینی برای خود، درگذشت. او هیچ فرزندی نداشت. علاوه بر این، وی وصیت نامه ای نیز از خود برجا نگذاشت. از آنجا که در طول دوران رهبری اش تمامی مردان خانواده بهاء الله به تدریج به عنوان ناقضین عهد و میثاق از بهائیت طرد شده بودند، شخص مناسبی از خاندان بهاء الله برای پذیرفتن منصب ریاست (ولی امر) بهائیت در میان نبود و لذا جهان بهائیت پس از مرگ وی با بحران رهبریت مواجه گردید. از این رو، شورای ایادی امرالله موقتاً مدیریت و رهبری جهان بهائی را بر عهده گرفت تا بتواند زمینه تشکیل بیت العدل را فراهم سازد.

در پی مرگ شوقی افندی، 27 تن ایادی امرالله در مورد اینکه آیا آن ها بنابر قوانین آیین بهائی می توانند جانشینی برای شوقی افندی پیدا کنند، دچار شک و تردید شدند. در 25 نوامبر 1957 (4 آذر 1336) ایادی اعلامیه ای صادر کردند مبنی بر اینکه شوقی افندی بدون تعیین جانشین از دنیا رفته است و هم اکنون بر عهده ایادی امرالله است که اتحاد جامعه بهائی را حفظ کرده و امنیت و پیشرفت بهائیت را تضمین کنند. برای این منظور، ایادی 9 نفر را از میان خودشان به عنوان جانشین ولی امر تعیین خواهند کرد که وظایف ولی امر را به عهده بگیرند.

ایادی مصوباتی در مورد کنترل امور اجرایی گذراندند که مهم ترین آن اقدام به تشکیل شورای بین المللی بهائی و زمینه چینی برای تبدیل این شورا به بیت العدل اعظم و نیز اعطای اختیارات ویژه به شورای ایادی امر در خصوص توانایی طرد اعضای متخلّف از جامعه بهائی و… بود.

در مذاکرات پس از مرگ شوقی افندی، در مورد مراحل تشکیل بیت العدل، این گونه تصمیم گیری شد که در ابتدا اعضای منصوب شورای جهانی بهائی، عهده دار این مقام بوده و سپس آن را به دادگاه جهانی بهائیت ارتقاء داده و بعد از آن اقدام به برگزاری انتخابات و تشکیل بیت العدل اصلی کنند. ایادی همچنین عضویت در شورای بین المللی و بیت العدل را به طور همزمان ممنوع اعلام کردند. به همین دلیل اعضای 9 نفره شورای بین المللی بهائی پس از پایان نقشه 10 ساله شوقی افندی و تشکیل بیت العدل اعظم در سال 1963، دفاتر خود را بستند. بدین ترتیب برخلاف پیش بینی هایی که عبدالبهاء نموده بود، رهبری بهائیت از شکل فردی به شکل گروهی تغییر یافت و شورای بیت العدل، ریاست این فرقه را بر عهده گرفت.

انتخابات منظّم 9 عضو بیت العدل هر 5 سال یک بار در یک کنوانسیون بین المللی در حیفا برگزار می شود. آخرین انتخابات در سال 2013 برگزار شد. تا به امروز 11 بار انتخابات بیت العدل انجام شده است (1963، 1968، 1973، 1978، 1983، 1988، 1993، 1998، 2003، 2008 و 2013). انتخابات میان دوره ای نیز پنج بار در سال های 1982، 1987، 2000، 2005 و 2010 برگزار شده است.

آموز گیبسون، چارلز ولکات و ادیب طاهرزاده در دوران خدمت خود درگذشتند. 13 عضو دیگر به دلایل شخصی و کهولت سن مستعفی شدند.

مهمترین نکته ای که در بررسی فهرست منتخبین بیت العدل به چشم می خورد این است که “عضویت بیت العدل فقط به علت مرگ یا بازنشستگی تغییر یافته است: هیچ عضوی در رقابت انتخاباتی برکنار نشده است” این مسئله بیانگر این واقعیت روشن است که یک فرآیند گزینش در پشت صحنه وجود دارد. واقعیتی که با موسسه ای به نام دارالتبلیغ بین المللی گره خورده است.

بیت العدل و دارالتبلیغ بین المللی

از سال 2008 (1387 شمسی) عضویت در بیت العدل به صورت معناداری با عضویت در دارالتبلیغ بین المللی بهائیت (ITC) (مستقر در اسرائیل) مربوط بوده است. از آنجا که اعضای دارالتبلیغ توسط بیت العدل انتخاب می شوند، معلوم می شود یک حلقه بسته ای وجود دارد که اعضای بیت العدل کاندیداهای آتی خود را منصوب می کنند. این مسئله همچنین نشان دهنده آن است که دارالتبلیغ بین المللی (ITC) به عنوان کمیته گزینش برای اعضای آینده بیت العدل عمل می کند. در حالی که یک بهائی عادی هرگز شانسی برای شناخته شدن و معرفی شدن و عضویت در نهاد رهبری بهائیت ندارد.

جایگاه بیت العدل در بین بهائیان

به تصریح بهاء الله در هر منطقه ای که جمعی از بهائیان حضور داشته باشند، مجمعی متشکل از نه نفر نماینده برای امور بهائیان، باید تشکیل شود:

«به درستی که واجب است که در هر شهری یک مجلس بیت العدل شامل 9 نفر تشکیل شود و اگر تعداد آن بیشتر شود اشکالی ندارد.»

بر طبق وصایای عبدالبهاء، در سیستم حقوقی بهائیت دو سازمان مجزا و مکمل هم باید وجود داشته باشند:

سازمان تشریع و سازمان تبیین

  1. سازمان تشریع، منابع قانون گذاری را گویند. کتب احکامی باب و بهاء الله در بسیاری از مطالب خود دارای ابهام و گنگی است و نیاز به تفسیر و تبیین دارد (مانند کیفر دزدی، ارث و حدود زنا و…).
    پس از مرگ شوقی افندی، بیت العدل اعظم آخرین امید بهائیان برای تشریع قوانین مورد نیاز تلقی شد. بر اساس متون بهائی، بیت العدل مصون از خطاست و احکامش لازم الاجراست. عبدالبهاء می نویسد:
    «اما بیت العدل الذی جعله الله مصدر کلِّ خیر و مصوناً من کلِّ خطا.»
  2. سازمان تبیین، کسانی که حق تفسیر و تبیین عبارات آسمانی را در بهائیت دارند عبارت اند از: عبدالبهاء و شوقی افندی. عبدالبهاء در الواح وصایا صراحتاً می گوید:
    «ای یاران مهربان، بعد از مفقودی این مظلوم باید اغصان و افنان سدره مبارکه و ایادی امرالله و احبای جمال ابهی توجه به فرع دو سدره که از دو شجره مقدسه اثبات شده و از اقتران دو فرع دوحه رحمانیه به وجود آمده یعنی شوقی افندی نمایند زیرا آیت الله و غصن ممتاز و … و مبیّن آیات الله و … و من بعده بکراً بعد بکر یعنی در سلاله او و فرع مقدس…»

شوقی در کتاب دور بهائی می نویسد:

«این نظم بدیع… بر دو رکن رکین استوار است: رکن اول و اعظم رکن ولایت الهیه که مصدر تبیین است، و رکن ثانی بیت العدل اعظم الهی که مرجع تشریع است… چون این دو موسسه لایِنفصم متفقاً به اجرای وظایف پردازند، امور تمشیت پذیرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امرالله ترویج یابد… قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات این دو موسسه هیچ یک با یکدیگر متناقض نیست و به هیچ وجه از مقام اهمیت دیگری نمی کاهد…»

عقیم بودن شوقی افندی مسئله غیرمترقبه ای بود؛ زیرا خود او هم پیش بینی آن را نکرده بود؛ چرا که در کتاب دور بهائی می نویسد:

«ولی امر حاضر و ولاة امر در مستقبل ایام باید با اقوال و اعمال خود کاملاً به حقیقت این اصل مهم آیین نازنین ما شهادت دهند.»

بهائیان خود را مفتخر می دانند که برای اولین بار در تاریخ ادیان، تکلیف جامعه دینی بعد از موسس به خوبی مشخص شده است در حالی که مسئله به این مهمی یعنی عقیم بودن دومین رهبر بعد از موسس، امر کم اهمیتی نبوده که از دیدگاه یک شخصیت الهی و معصوم (به اعتقاد بهائیان) یعنی بهاء الله که مظهر اعلای خداوند در زمین است، مخفی بماند! چگونه ممکن است فردی خویشتن را تجلی کامل حضرت حق بر روی زمین بداند و وی برای تداوم شریعت خود از پیشگویی یک یا دو نسل بعد از مرگ خود ناتوان باشد؟ چگونه باید پذیرفت تداوم آیین بهائی در گرو حضور فرزندان ذکور از نسل بهاء الله باشد؛ اما به فاصله کمتر از صد سال از مرگ وی در میان نسلش هیچ فردی برای به عهده گرفتن وظیفه ولایت امر در میان نباشد؟ معلوم می شود بزرگ بهائیان که خویشتن را تجلی اعظم خداوند بر روی زمین می دانست! علمی به آینده (آن هم آینده نه چندان دور) نداشت و در نتیجه به منبع علم الهی به هیچ وجه متصل نبوده است.

اثبات بطلان بیت العدل بهائیان

ریمی ها به مخالفت با تشکیلات بیت العدل فعلی پرداختند و معتقد به ولایت امر میسون ریمی شدند. ایشان خود معبد و شورای رهبری دیگری به موازات بیت العدل حیفا تشکیل دادند. نفس تشکیل بیت العدل های موازی به فتوای عبدالبهاء به معنی عدم حقانیت هر دوی آن ها است. عبدالبهاء می گوید:

«اگر از بهائیان دو فرقه شوند و هر یک بیت عدلی بنا کنند و مخالفت یکدیگر نمایند، هر دو باطل است.»

بنابراین هم بیت العدل اعظم حیفا و هم بیت العدل ریمی ها هر دو به فتوای عبدالبهاء فاقد حقانیّت و حجیّت هستند و نتیجتاً تشکیلات فعلی بهائیت به فتوای رهبرشان از اساس، فاقد حجیّت است.

فهرست اعضای بیت العدل اعظم

در جدول زیر فهرست اعضای بیت العدل اعظم از ابتدا تاکنون درج شده است. ترتیب زمانی جدول از حال به گذشته است؛ بدین ترتیب که نفرات اول اعضای فعلی بیت العدل و نفرات انتهایی جدول اعضای اولین دوره بیت العدل هستند.

ردیفنام و نام خانوادگیابتدای عضویتانتهای عضویت
 1آندری دونووال2023 (1402 شمسی)عضو فعلی
 2آلبرت انشیسو انسونگا2023 (1402 شمسی)عضو فعلی
 3خوان مورا2018 (1397 شمسی)عضو فعلی
 4پراوین مالیک2018 (1397 شمسی)عضو فعلی
 5چانگو مالیتونگا2013 (1392 شمسی)عضو فعلی
 6آیمان روحانی2010 (1389 شمسی)عضو فعلی
 7استیفان بیرکلند2010 (1389 شمسی)عضو فعلی
 8استیفان هال2010 (1389 شمسی)عضو فعلی
 9شهریار رضوی2008 (1387 شمسی)عضو فعلی
 10گوستاو کوریا2008 (1387 شمسی)2013 (1392 شمسی)
 11پیمان مهاجر2005 (1384 شمسی)عضو فعلی
 12پاول لمپل2005 (1384 شمسی)عضو فعلی
 13فریدون جواهری2003 (1382 شمسی)2018 (1397 شمسی)
 14هارتموت گروسمان2003 (1382 شمسی)2008 (1387 شمسی)
 15کیسر بارنس2000 (1379 شمسی)2012 (1391 شمسی)
 16داگلاس مارتین1993 (1372 شمسی)2005 (1384 شمسی)
 17فرزام ارباب1993 (1372 شمسی)2012 (1391 شمسی)
 18هوپر دونبار1988 (1367 شمسی)2010 (1389 شمسی)
 19پیترخان1987 (1366 شمسی)2010 (1389 شمسی)
 20گلنفورد میچل1982 (1361 شمسی)2008 (1387 شمسی)
 21یان سمپل1962 (1342 شمسی)2005 (1384 شمسی)
 22ادیب طاهرزاده1988 (1367 شمسی)2000 (1379 شمسی)
 23دیوید روحی1968 (1347 شمسی)1992 (1372 شمسی)
 24هوشمند فتح اعظم1963 (1342 شمسی)2003 (1382 شمسی)
 25علی نخجوانی1963 (1342 شمسی)2003 (1382 شمسی)
 26هوگ چانس1963 (1342 شمسی)1993 (1372 شمسی)
 27دیوید هوفمان1963 (1342 شمسی)1988 (1367 شمسی)
 28ا. بوراه کاولین1963 (1342 شمسی)1988 (1367 شمسی)
 29چارلز ولکات1963 (1342 شمسی)1982 (1361 شمسی)
 30آموز گیبسون1963 (1342 شمسی)1982 (1361 شمسی)
 31لطف الله حکیم1963 (1342 شمسی)1968 (1347 شمسی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا